تبليغاتX
و پیامی در راه

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کم‌تر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.

 

          ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی!             کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

 

 

چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت؛ گفت: ای پدر! باری، به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

 

         اى هنرها گرفته بر کف  دست                                 عیب‌ها    برگرفته   زیر   بغل

        تا چه خواهى خریدن اى مغرور                                روز درمانده‌گى به سیم دغل؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:32 |

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کم‌تر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظن صلاحیت در حق او زیادت کنند.

 

          ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی!             کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

 

 

چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت؛ گفت: ای پدر! باری، به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

 

         اى هنرها گرفته بر کف  دست                                 عیب‌ها    برگرفته   زیر   بغل

        تا چه خواهى خریدن اى مغرور                                روز درمانده‌گى به سیم دغل؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:32 |

دزدی به خانه‌ی پارسایی درآمد. چندان که جُست، چیزی نیافت. دل‌تنگ شد. پارسا خبر شد، گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.

 

        شنیدم   که  مردان راه   خداى                               دل    دشمنان   را    نکردند      تنگ

       تو را کى میسر شود این مقام؟                              که با دوستان‌ات خلاف است و جنگ

 

مودت اهل صفا، چه در روی و چه در قفا؛ نه چون‌آن کز پست عیب گیرند و پیشت بیش میرند.

 

    در    برابر     چو      گوسپند       سلیم                    در     قفا   هم‌چو   گرگ   مردم‌    خوار

    هر که عیب دگران پیش تو آورد  و شمرد                   بى‌گمان عیب تو پیش دگران خواهد  برد

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:24 |

دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی. باری این توان‌گر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟ گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفته‌اند: نان خود خوردن و نشستن، به که کمر شمشیر زرین به خدمت بستن.

 

        به دست آهک تفته کردن خمیر                                           به از دست بر سینه پیش امیر

 

***

 

            عمر گران‌مایه در این صرف شد                                 تا چه خورم صیف  و چه پوشم شتا؟

           اى شکم خیره به  نانى   بساز                                 تا   نکنى  پشت  به   خدمت  دو تا

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:20 |

یکی از بنده‌گان «عمرو لیث»  گریخته بود. کسان در عقب‌اش برفتند و بازآوردند. وزیر را با وی غرضی بود  و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چون‌این فعل روا ندارند. بنده، پیش «عمرو» سر به زمین نهاد  و گفت: 

 

 

هر چه رود بر سرم، چون تو پسندی رواست      

بنده چه دعوی  کند ؟  حکم  خداوند  راست

 

اما به موجب آن‌که پرورده‌ی نعمت این خاندان‌ام، نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی، اجازت فرمای تا وزیر را بکشم، آن‌گه به قصاص او بفرمای تا خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی. مَلِک را خنده گرفت، وزیر را گفت: چه مصلحت می‌بینی؟ گفت: ای خداوند جهان! از بهر خدای، این شوخ‌دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند. گناه از من است و قول حکما معتبر که گفته‌اند:

 

 

     چو  کردی  با  کلوخ‌اند از پیکار                                     سر  خود  را  به  نادانی شکستی

     چو تیر انداختی بر روی دشمن                                   جنین دان کاندر آماج‌اش  نشستی

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:17 |

روزهای شلوغ پولوغ 

سلام

این چند روز داشتم کتاب خرمگس را تمام می کردم بعد از آن هم کتاب مرشد و مارگریتا را شروع کردم که با رفتن به محلات تو خواندنش وقفه افتاد!!! البته تو خیلی از کارهام وقفه افتاد!!! و یکی هم اینکه وقت نکردم سری به وبلاگم بزنم .ولی امروز همه را جبران می کنم و چون به خاطر کلاس فن بیان مشغول خواندن گلستان هستم می خوام چند حکایت از این کتاب را رو وبلاگم بذارم.

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 2 شهریور1387 و ساعت 15:14 |
اندر شکار مارمولک 

 

واه واه عکسشو!؟!؟

آخیش دلم خنک شد. چقدر منو ترسوند. آمده بودم که یه چیزی بنویسم بذارم رو وبلاگم که مزاحم شد منم زود زهرا (خواهرمه) رو خبر کردم و با هم کشتیمش چقدر هم جیغ زدم. بیچاره همسایه ها !!! ولی راستشو بخواید هنوزم چشمم به جارو برقیه آلت قتاله رو میگم. نکنه بیاد بیرون؟ پس بهتره بی خیال شم و در برم !!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط مونا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت 18:43 |

امروز افتتاحیه بازی های المپپیک 2008 پکن بود. برای همین این پست را به توضیح مختصری درباره تاریخچه این بازی ها اختصاص دادم.

 

 

 

 

در مورد خاستگاه بازیهای المپیک روایات متعددی وجود دارد. یکی از این روایات نخستین بازیهای المپیک را با مفهوم εκεχειρία«(اکخیریا)» یا آتش بس المپیک مرتبط می‌داند. بر اساس شمارش سالهای المپیادها تاریخ آغاز این بازیها به سال ۷۷۶ پیش از میلاد مسیح بازمی گردد، گرچه نظرات محققان در مورد زمان آغاز مسابقات بین سالهای ۸۸۴ پیش از میلاد تا ۷۰۴ پیش از میلاد در نوسان است.

از آن زمان به بعد، این مسابقات در یونان باستان از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار شد، و این مسابقات در قرون شش و پنج پیش از میلاد مسیح به اوج اهمیت خود دست یافت. المپیک از اهمیت مذهبی بنیادینی برخوردار بود، و در بین رقابتها قربانی و مراسمی برای ادای احترام به زئوس و پلوپس برگزار می‌شد.زئوس مجسمه عظیم در المپیا مستقر بود و پلوپس، قهرمان آسمانی و پادشاه المپیا بود که مسابقه ارابه رانی وی از شهرت بسیاری برخوردار بود و مسابقات به افتخار وی برگزار می‌شد. جشن تا چندین روز ادامه می‌یافت. از برندگان رقابتها تجلیل بسیاری به عمل می‌آمد و آنان در شعر و مجسمه جاودانگی می‌یافتند. این مسابقات هر چهار سال یکبار انجام می‌شد، و فاصله زمانی بین برگزاری دو دوره از مسابقات 'المپیاد' نام گرفت. یونانیان از المپیادها به عنوان روشی برای شمارش سالها استفاده می‌کردند. مشهورترین ورزشکار المپیک در این دوره می‌زیست: کشتی گیر قرن ششم پیش از میلاد میلو از کروتون تنها ورزشکار المپیک است که در شش المپیک قهرمان شده‌است. با به قدرت رسیدن رومیان در یونان از اهمیت مسابقات کاسته شد. زمانی که مسیحیت تبدیل به دین رسمی امپراطوری روم شد، بازیهای المپیک به عنوان جشنواره‌ای کفرآمیز و مغایر با اخلاقیات مسیحیت تلقی شد، و در سال ۳۹۳ دوران مسیحیت امپراطور تئودوسیوس برگزاری المپیک را ممنوع کرده و بدین ترتیب به سنتی هزار ساله پایان داد.

در دوران باستان معمولا تنها مردان جوان می‌توانستند در مسابقات شرکت کنند. شرکت کنندگان معمولا برهنه بودند، این امر نه تنها به خاطر شرایط نامساعد آب و هوایی بود بلکه ناشی از آن بود که این جشنواره، تا حدودی، جشن دستیابی به جسم بشر بود. برنده مسابقه، نه تنها از شهرت کسب مقام اول برخوردار می‌شد بلکه به وی تاجی از برگهای زیتون نیز اهدا می‌شد. شاخه زیتون نماد امید و صلح است.

در حین رقابت برای برخی رویدادها، بسیاری از شرکت کنندگان برای آنکه پوست خود را نرم نگه دارند و نیز برای آنکه نظر تماشاچیان را جلب کنند بدن خود را چرب می‌کردند.

گرچه حمل مشعل بخش ثابتی از جشن‌های یونانیان بود، اما در بازیهای المپیک باستان چنین مشعلی یا نماد متشکل از پنج حلقه متصل به هم وجود نداشت. این نمادهای المپیک نخستین بار در المپیک نوین مورد استفاده قرار گرفت.

بر اساس اساطیر، پادشاه ایفیتوس از الیس، که به دنبال برقراری صلح در میان یونانیان در حال جنگ بود به ملاقات اوراکل از دلفی رفت. در آنجا به ایفیتوس توصیه شد هر چهار سال یکبار با جایگزین کردن رقابتهای ورزشی دوستانه به جای جنگ، حلقه درگیریها را قطع کند. ایفیتوس از پادشاه لیکورگوس از اسپارتا و پادشاه کلئوستنس از پیسا برای این کار دعوت به همکاری کرد. آنان آتش بسی را که "اکخیریا نام گرفت پذیرفتند و نخستین بازیهای المپیک را در المپیا برگزار کردند. جنگ از ۱۲ روز قبل از مسابقات تا ۱۲ روز پس از آن قطع می‌شد، و بدین ترتیب ورزشکاران، هنرمندان، و تماشاگران می‌توانستند به المپیا سفر کنند، تا در مسابقات شرکت کرده و دوباره در آرامش به سرزمینهای خود بازگردند.

در قرن هفدهم، جشنواره ورزشی بازیهای المپیک در ماچ ونلاک، شروپشایر، انگلستان، برگزار شد و پس از آن بازیهای ملی المپیک، از قرن نوزدهم آغاز شد و تا به امروز ادامه یافت. بعدها، رویدادهای مشابهی در فرانسه و یونان اتفاق افتاد، اما همه این رویدادها در سطحی محدود و نه در سطحی بین المللی اتفاق می‌افتاد.

پس از آنکه خرابه‌های المپیا توسط باستان شناسان آلمانی در اواسط قرن نوزدهم کشف شد علاقه به احیای المپیک به عنوان یک رویداد بین المللی افزایش یافت. همزمان، بارون پیر دوکوبرتین در جستجوی دلیلی برای شکست فرانسه در جنگ فرانسه و پروس بود. او تصور می‌کرد که دلیل این شکست آن است که فرانسویان فاقد تربیت بدنی مناسب هستند، و به دنبال برطرف کردن این مشکل بود. در سال ۱۸۹۰ او در انجمن المپین ونلاک حضور یافت. کوبرتین همچنین به دنبال راهی برای نزدیکتر کردن ملتها به یکدیگر، و ایجاد زمینه‌ای برای رقابت جوانان جهان در ورزش و نه در میدان جنگ بود. از نظر وی، احیای بازیهای المپیک می‌توانست به هر دوی این اهداف دست یابد.

در کنگره در دانشگاه سوربون، در پاریس، که از ۱۶ ژوئن تا ۲۳ ژوئن، ۱۸۹۴ برگزار شد او عقاید خود را برای حضاری از سرتاسر جهان بیان کرد. در آخرین روز کنگره، تصمیم گرفته شد که نخستین مسابقات المپیک نوین در سال ۱۸۹۶ در آتن، در کشور زادگاه المپیک برگزار شود. برای سازماندهی این رقابتها، کمیته بین المللی المپیک (IOC) ایجاد شد، و دیمیتریوس ویکلاس یونانی به عنوان نخستین رئیس این کمیته انتخاب شد.

تعداد کل ورزشکاران حاضر در نخستین المپیک نوین، کمتر از ۲۵۰ نفر بود، که با توجه به معیارهای امروزی اندک به نظر می‌رسد، اما این رقابتها بزرگترین رویداد ورزشی بین المللی تا زمان خود بود. مقامات یونان و مردم نیز مشتاقانه از این رقابتها استقبال کردند و حتی پیشنهاد در اختیار داشتن انحصار برگزاری رقابتها را نیز مطرح کردند. اما کمیته بین المللی المپیک تصمیمی خلاف خواست آنان اتخاذ کرد، و دومین المپیک در پاریس، فرانسه برگزار شد. در المپیک پاریس نخستین بار به زنان اجازه حضور در رقابتها داده شد.

المپیک پس از موفقیت اولیه، با مشکلاتی مواجه شد. مراسم پاریس (۱۹۰۰) و سنت لوئیس (۱۹۰۴)تحت الشعاع نمایشگاه جشنواره جهانی که همزمان با المپیک برگزار می‌شد قرار گرفت. بازیهای میانه (چون خارج از نوبت برگزار شد، چرا که ۱۹۰۶ به چهار بخش پذیر نیست) در سال ۱۹۰۶ به عنوان نخستین دور از سلسله متناوب المپیک آتن در این شهر برگزار شد. گرچه کمیته بین المللی المپیک این بازیها را در آن زمان به رسمیت شناخته و از آنها حمایت کرد، اما در حال حاظر کمیته بین المللی المپیک این بازیها را به عنوان بازیهای المپیک به رسمیت نمی‌شناسد، و در شرح دلیل خود هدف از این بازیها را گرامیداشت دهمین سالگرد المپیک مدرن می‌داند. مسابقات سال ۱۹۰۶بار دیگر شاهد حضور گسترده شرکت کنندگان از سراسر جهان بود؛ در سال ۱۹۰۴، ۸۰ درصد حاضران در المپیک آمریکایی بودند؛ و استقبال گسترده مردم از این رقابتها، سرآغاز افزایش محبوبیت مسابقات را رقم زد.

 

 منبع:ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط مونا در جمعه 18 مرداد1387 و ساعت 18:19 |

 

تولد

 

 

 

تولد روزانه 120 هزار وبلاگ

روزانه 120 هزار وبلاگ به وبلاگستان اضافه مي‌شوند و در هر ثانيه 4/1 وبلاگ ايجاد مي‌شود(www.pace.blogspot.com).


اینترنت پدیده شگفت انگیز عصر حاضر، لحظه به لحظه در حال گسترش است و هر روز شگفتي تازه ای خلق می کند و با معرفی رسانه های جدید راه را برای اطلاع رسانی وسیع تر و سریع تر هموار می سازد.ی کی از رخدادهایی که اخیرا در دنیای جادویی اینترنت غوغایی به پا کرده، ظهور وبلاگ
است، این پدیده آنقدر بدیع، جذاب و تاثیر گذار است که توجه بسیاری از افراد و اقشار مختلف جامعه را به خود جلب نموده است. وبلاگ از آن جهت مهم است که بر خلاف دیگر فن آوری ها، نیازی به تخصص در دیگر حوزه ای خاص ندارد و با هر میزان آگاهی از اینترنت و رایانه می توان نویسنده وبلاگ شد.


 وبلاگ چیست


وبلاگ از دو کلمه «وب» و «لاگ» تشکیل شده و به معنی «ثبت روزانه وقایع در وب» و «به اشتراک گذاشتن وب» می باشد(یعسوبی،1383)یعنی فضایی که در آن هر یک از کاربران اینترنت می توانند به صورت پیوسته اطلاعات، افکار، عقاید، یادداشت های شخصی، مقالات و عکس خود را به اشتراک بگذارند(بهبهانی،1382).

از وبلاگ تعریف های مختلفی ارائه کرده اند، اما شاید ساده ترین تعریفی که بتوان از وبلاگ ارائه داد بدین صورت باشد:

«وبلاگ،سایت اینترنتی است که توسط مردم معمولی مثل من و شما راه اندازی می شود و آنها داستان، شعر، قطعه ادبی، عکس و یا مطالبی شبیه سایر وب سایتها را به وبلاگ خودشان پست می کنند.» به عبارت دیگر، وبلاگ محیطی در وب است که به شما اجازه می دهد افکار، عقاید اشعار، داستانها، مقالات و کلا آنچه را که دوست دارید دیگران بخوانند، در اینترنت منتشر کنید. معمولا نوشته های یک وبلاگ نویس، برگرفته از ذهنیات او پیرامون مسائل مورد علاقه اش است بدون اینکه نوشته ها به طور کامل بررسی شده باشد. وبلاگ نویسان حرفه ای هر چه که به ذهنشان می آید، بدون اینکه روی کاغذ بیاورند در وبلاگ خود می نویسند و وقت خود را صرف ویرایش آن نمی کنند(یعسوبی،1383). در ضمن وبلاگها، اطلاعات دسته بندی شده و قابل جستجو را برای گروه زیادی از کاربران قابل دسترس می سازند و در واقع نوعی اجتماع اطلاعاتی فراهم می کنند، در وبلاگ مکانی برای درج نظرات خوانندگان نیز تعبیه شده که می تواند در ارزیابی نوشته ها و یا آمارگیری راجع به یک مسئله به وبلاگ نویسان کمک کند.وبلاگ اغلب و نه همیشه، توسط یک فرد اداره می شود و او نوشته های خود را در فواصل زمانی مختلف روی وبلاگ منتشر می نماید،که این زمان نوشتن در وبلاگ می تواند بسیار متغیر باشد:از چند بار در یک روز یا یک بار در روز گرفته تا یک بار در هفته و شاید هم دیرتر.


تاریخچه وبلاگ نویسی در جهان


در مورد اینکه چه کسی اولین وبلاگ را ایجاد کرده است بحث وجود دارد و به جرات می توان درباره آن اظهار نظر کرد، اما اکثر بلاگرها معتقدند که اولین وب سایت با آدرس«
http://info.cern.ch»که توسط برنرزلی (یکی از مخترعان وب) در سال1992 ایجاد شده، در واقع اولین وبلاگ است و در این صفحه برنرزلی به همه سایت های جدید که بصورت پیوسته در می آمدند اشاره می کرد.

گفته می شود که اولین صفحه وبلاگ مانند با اظهار نظرهای شخصی و پیوندها،در سال 1993 توسط اندریسنایجاد شده است(بینش،1385). در مورد نام وبلاگ و اینکه واژه وبلاگ را اولین بار«یورن بارگر»  در دسامبر1997 به کار برده است اتفاق نظر کامل جود دارد.تا ژوئیه1999 افزایش وبلاگها به نحو یکنواختی ادامه داشت و تعداد وبلاگهای اینترنتی بسیار اندک بود.اما زمانی که سروکله پیتاس (اولین ابزار رایگان وبلاگ نویسی- در ژوئیه1999)پیدا شده ناگهان صدها وبلاگ ساخته شد. در آگوست همان سال شرکت«پیرا» نیز بلاگر را که هنوز پر استفاده ترین ابزار وبلاگ نویسی است عرضه کرد، با سهولتی که این ابزارها ایجاد کردند موج وبلاگ نویسی به نحو سرسام آوری بالا گرفت(کرمی،1385) به طوری که سال1999 را اوج شکوفایی وبلاگها نامیدند. زیرا قبل از ایجاد ابزارهای تولید وبلاگ، وبلاگها توسط افرادی تهیه می شدند که با زبانHTML کــه برای طراحی وب به کار می رفت آشنا بودند، اما ظهور بلاگر و سایر نرم افزارهای رایگان تولید وبلاگ، این امکان را فراهم ساختند که هر فردی بتواند حتی بدون داشتن دانش گسترده فنی و تخصصی در زمینه رایانه و زبان برنامه نویسی با داشتن حداقل پیش زمینه در این مورد به ایجاد یک وبلاگ و روزآمد سازی و نگهداری آن بپردازند و ظهور همین ابزارها و نرم افزارها بود که سبب انفجار در تولید وبلاگها گردید.

 
تاریخچه وبلاگ نویسی در ایران


وبلاگ نویسی در ایران عمر درازی ندارد،از عمر وبلاگ نویسی در ایران حدود 7 سالی است که می گذرد. وبلاگ نویسی از سال1380 در ایران شروع به رشد نمود، اما از آن تاریخ تا کنون رشد فزاینده ای داشته و روز به روز به علاقه مندان آن افزوده می شود(یعسوبی،1383).

اولین وبلاگ نویس ایرانی،سلمان جریری دانشجوی دانشگاه شریف است که وبلاگ خود را در 16 شهریور 1380 به راه انداخت، او با وبلاگ ساده و بی سروصدای خود، نخستین وبلاگ نویس ایرانی است که البته وبلاگ او به دلیل عدم علاقه وی به موضوعات عمومی و توجه ویژه اش به مسائل تخصصی فناوری کمتر مورد توجه قرار گرفت. دو ماه بعد یعنی در 14 آبان1380،حسین درخشان وبلاگی با نام«خود بزرگ بینی»را راه انداخت که بعدها به نام «سردبیر:خودم»تغییر نام یافت.

به تدریج تعداد بیشتری از افراد شروع به راه اندازی وبلاگ های شخصی کردند، در خرداد 1381نخستین سرور راه انداز بلاگ فارسی آغاز به کار کرد و این سرور پرشین بــلــاگ نامیده شد. قبل از راه اندازی پرشین بلاگ، بلاگر بی تردید محبوب ترین سرویس دهنده وبلاگ در بین ایرانیان وبلاگ نویس بود اما بعد از راه اندازی پرشین بلاگ،این سرویس فارسی محبوبیت خاصی پیدا کرد(بینش،1385).


تفاوت وب سایت و وبلاگ


مهمترین تفاوتهای وبلاگ و وب سایت عبارتند از:

1- ایجاد یک وبلاگ به تخصص و دانش خاصی نیاز ندارد و این مهمترین تفاوت وبلاگ و وب سایت به حساب می آید،همین امر باعث شده است که افراد زیادی به وبلاگ نویسی روی آورند.


2- وبلاگ ها پویاتر از وب سایت می باشند.اکثر وب سایت ها ماهیتی ایستا و ساکن دارند و معمولا به سرعت تغییر نمی کنند یا اگر تغییر کنند بخش کوچکی از آنها تغییر می کند (به استثنای سایت های خبری)در حالی که اگر پس از 10 روز به یک وبلاگ فعال مراجعه کنید اثری از نوشته های قبلی نمی بینید(محمدی فرد،1385).

 

3- تازه ترین مطلب در وبلاگ همیشه در بالا قرار دارد و مطالب کهنه به تدریج وارد آرشیو وبلاگ می شوند،در حالی که در وب سایت،مطلب جدیدی که به سایت اضافه می شود بسته به نظر پدید آورنده سایت در همه نقاط سایت می تواند قرار گیرد.

 

4- واحد وبلاگ، پست و واحد وب سایت صفحه می باشد.وبلاگ مجموعه ای از مدخل ها (پست ها)است که برعکس ترتیب تاریخی آورده می شوند.یعنی جدیدترین مدخل در بالای صفحه و مدخل های قدیمی در پایین صفحه قرار می گیرند،اما وب سایتها مجموعه ای ازصفحات می باشندکه ازطریق وب جهان گستر دردسترس قرار می گیرند(بینش،1385) .

 

فهرست منابع


1. اصنافی،امیررضا(1384).«وبلاگ،ارمغان جدید اینترنت به کتابخانه ها».فصلنامه کتاب شماره61

2. اکبرپور،نیما(1382).«شما هم شروع کنید:بررسی سیستم های انتشار وبلاگ». دنیای کامپیوتر و ارتباطات،ویژه نامه وبلاگ،شماره30


3. بهبهانی،رضا(1383).«پدیده وبلاگ».کتاب ماه.شماره12.
4. بینش،سیده مژگان(1385).«وبلاگ ها و نقش آنها در توسعه خدمات کتابخانه ای». مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران،دوره6،شماره2.
5. کرمی،طاهره(1384).«وبلاگ:دریچه ای نو در دنیای کتابداری و اطلاع رسانی»علوم و فناوری اطلاعات،دوره21،شماره1.

6. یعسوبی،حسین(1383).«راهنمای ساخت وبلاگ».انتشارات ناقوس.

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در پنجشنبه 10 مرداد1387 و ساعت 14:25 |

سلام

عید مبعث مبارک.

 

 

به مناسبت این عید بزرگ می خوام یک مطب از مثنوی براتون بنویسم.

 

روزي ابوجهل چند سنگ در دست داشت و به پيامبر(ص) گفت: اگر تو پيامبر و رسول و فرستاده ي خدا هستی، بگو كه در مشت من چيست؟ پيامبر (ص) فرمودند: من بگويم يا اينكه آنچه كه در دستان توست بر رسالت ما گواهي و شهادت دهند؟ ابوجهل گفت: دومي بهتر است. به اذن خدا سنگها در دست ابوجهل بر رسالت پيامبر شهادت دادند ؛ ابوجهل وقتي چنين وضعي را ديد سنگها را برزمين كوبيد و فرار كرد.

 

 

+ نوشته شده توسط مونا در چهارشنبه 9 مرداد1387 و ساعت 14:11 |